در آن لحظات باخودم فکر می کردم که اگر آن خرس به من حمله کرد چکار کنم؟ می دانستم که خرس قهوه ای دنا با این که جثه بزرگی دارد ولی بسیار چالاک است و اگر هنگام حمله در مقابلش فرار کنم هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارم. از قدیمیان شنیده بودم که خرس همان انداره که قوی است، ترسو ست.
کد خبر: ۱۰۰۳۰۰۹
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۴۰۰ - ۲۱:۴۹ 19 October 2021


به گزارش تابناک کهگیلویه و بویراحمد سعید مهریان ، طبیعت گرد و فعال رسانه ای نوشت : دیشب (۱۴۰۰/۷/۲۶) هنگام فرود از دنا به خاطر جلب توجه نکردن و احتیاط در برابرحیوانات وحشی و به ویژه در مقابل پلنگ و خرس قهوه ای دنا چراغ پیشانی ام را خاموش کردم و با استفاده از نور ماه فرود می آمدم. دانه های فروان شن پاکوب زیر نور ماه مثل مروارید می درخشید. از دشت رفیع مارپیچ که پایین آمدم و به عرصه اسد چاتی که رسیدم ناگهان صدای یک خرس را شنیدم. به خودم ترس راه ندادم ولی هوشیارتر قدم بر داشتم.
در آن لحظات باخودم فکر می کردم که اگر آن خرس به من حمله کرد چکار کنم؟ می دانستم که خرس قهوه ای دنا با این که جثه بزرگی دارد ولی بسیار چالاک است و اگر هنگام حمله در مقابلش فرار کنم هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارم. از قدیمیان شنیده بودم که خرس همان انداره که قوی است، ترسو ست. لذا تصمیم گرفتم مثل والیوف (قهرمان اسبق بوکس جهان از روسیه )که هنگام مواجه با خرس درجنگل،چنگ و دندان نشان داده و با ایجاد هیاهو خرس را ترسانده و فراری داده بود،همین کار را بکنم. البته قیافه والیوف بدون چنگ و دندان نشان ‌دادن هم برای خرس وحشتناک بود. من اما که ۱۹۰سانتیمتر قد و۹۵کیلو وزن دارم ( ۲۵سانتیمتر از غول روسی کوتاهتر و ۴۵کیلو از او وزنم کمتر است) هیکلم مثل والیوف برای خرس ها رعب آور نبود ولی خرس ها جثه طعمه را در نظر می گیرند و به آن حمله می کنند. پس برای خرس قهوه ای دنا لقمه راحتی نبودم. ضمن این که من بر خلاف والیوف یک سلاح مخفی و بسیار اثر گذار به نام توکل به خدا داشتم که از آن در لحظات مثل همیشه استفاده کردم.
با توکل به خدا یک سنگ حدودا دو کیلویی از زمین برداشتم تا اگر خرس حمله کرد و نتوانستم آن را بترسانم و فراری دهم آن سنگ بزرگ را در فاصله نزدیک به سرش بکوبم. من با این که طبیعت دوستم ولی اگر به وسیله حیوانات وحشی مورد حمله قرار بگیرم حتما از خودم دفاع می کنم. هر چه جلوتر می آمدم بیشتر صدای خرس را می شنیدم .نمی دانم آن صدا به وسیله یک خرس ایجاد می شد یا چندخرس. پیمایش فراز و فرود دیوارها و دشت های رفیع اسد چاتی (سه هزار متر ) قله مارپیچ (۳۲۷۰متر) قله کرو خدا(۳۷۱۱متر) دره گرگی(۳۶۰۰متر) و دره خرسی( ۳۷۵۰متر)و قله بالاتر از چهار هزار مترجدید که در صعود تحقیقاتی ام دیروز در دنای شرقی شناسایی کرده و مسافت سی و دو کیلومتر را برای اجرای این برنامه طی کرده بودم ،مرا خسته و کوفته کرده بود. ته مانده انرژی را برای مبارزه با خرس جمع کرده بودم ،اگر چه می دانستم در نبرد با خرس شانس کمی برای پیروزی دارم ولی چاره ای جز این نداشتم. خودم را به دیوار سه هزارمتری اسد چاتی که حدفاصل دشت اسد چاتی و دشت آب نهر بویراحمد است رساندم انگار خودم را به بالای دیوار زندان برای فرار رسانده بودم. به بلند ترین نقطه دیوار اسد چاتی که رسیدم بازهم صدای خرس را شنیدم. انگار دشت و ارتفاعات اسد چاتی پر از خرس بود. قبل از این که این برنامه صعود را اجرا کنم .یکی از دوستان به من توصیه کرد که برنامه صعود را تا سال آینده به تعویق بیاندازم چون در این موقع دشت اسد چاتی پر از خرس می شود. ولی من با توکل به خدا این برنامه اجرا کردم و با توکل به خدا از همه خطرات این برنامه جان سالم بدر بردم. من طبیعت دوستم و طبیعت هم با من دوست است به همین خاطر هیچگاه نه من به طبیعت آسیب رسانده ام نه طبیعت به من صدمه زده است.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار