کد خبر: ۴۳۴۱۰۲
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۶ 01 June 2017
نیکولو ماکیاولی در کهگیلویه و بویراحمد دوباره زنده شد
روزگار مدیدی ست که در فضای سیاست در استان فلک زده و رنگ و رو رفته کهگیلویه و بویراحمد مداقه می کنم و از منظرگاههای متفاوتی به این امر نظر کرده و منازل و تصاویر متفاوتی از این تابلوی هزار رنگ تو در تو دشت کرده و هر بار با نبأ العظیم هولناک تر و دهشتناک تری روبرو می شوم.
سیاست مفهوم، علم و فضایی که برای بهبودی و بهورزی و توسعه بشریت پا به عرصه اجتماع و مدنیت و زندگی انسانها گذاشته بود هر روز در استان ما بیشتر و بیشتر اخلاق و انسانیت انسانها را به مسلخ برده و بوی تعفنش مشام دلربای لرهای ساده دل و بی آلایش این دیار را آزار می دهد.استان زرخیز و مستعد کهگیلویه و بویراحمد اما فقیر و تهیدست و از قافله توسعه عقب مانده و از دوست بریده و به یار نرسیده ما مدت هاست که رنگ و روی محنت صورت زمخت و زجر کشیده اش را زرد و بی روح کرده است.
چه می شود کرد؟ از قضا سرکنگبین صفرا فزود.
از قضای روزگار قصه پر غصه این دیار بکر و با فقر هم آغوشِ ما مدتی ست که زمزمه های مدنیت و واژه های پر طمطراق علوم اجتماعی یا به قول جناب هابرماس علوم فرهنگی از گوشه و کنار و کوی و برزنش به گوش می رسد و کمتر شخصیتی پیدا می شود که از این علفزار هرز و بی صاحب نشخوار نکند و باد به غبغبش نیندازد که بله ما هم متخصص علم اجتماعیم و باید به قلم ما و به نَفَس ما این خاک بی رمق حی و زنده شده و ما تنها طبیب حاذق این تن بیمار و لاعلاجیم.
تن های زمین گیر به دستان مسیحا
گه زنده شوند و گهی از غصه بمیرند
در این فضای رعب آور، مردمان ساده دل و اهل دل این دیار پر غصه، روان شان از غم و غصه و فقر و درد آزرده شده و فقر و فلاکت هر روز بیشتر و بیشتر چنگال تیزش را در بدن ضعیف و نحیف این دیار فرو خواهد برد.
بله اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
سیاست و مدیریت در این فضای سنت زده مدعی مدرنیته، قطعا و یقینا باعث بوجود آمدن وضعیتی قرمز خواهد شد که اخلاق و ارزشهای انسانی در آن چال شده و بر پیکر بی رمقش به شکلی غیرانسانی پایکوبی خواهد شد.
این فضا و این رحم فاسد شده بی شک نیکولو ماکیاولی هایی متولد خواهد کرد که بعد از رشد، این فلورانس بی رمق را به خاک و خون کشیده و هر گوشه اش را به تاراج خواهند برد. جریانهای سیاسی مصطلح در استان ما در هر دو طیف اصولگرایی و اصلاح طلبی این روزها منزلگاه صفا بخش ماکیاولی هایی ست که برای ماندن در قدرت و مدیریت دست به هر اقدامی می زنند تا جمله معروف نیکولو که هدف وسیله را توجیه می کند و شهریار پر آوازه و قدرتمند و بی اخلاق کتابش، هر لحظه در اذهان مرور شده و تظاهر و ریا و نفاق دروازه های سنگی این دیار نگون بخت را فتح کند.مگر نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریارش برای همین افراد معلوم الحال نگفت که: «داشتن صفات خوب چندان مهم نیست. مهم این است که پادشاه فن تظاهر به داشتن این صفات را خوب بلد باشد. حتی از این هم فراتر می‌روم و می‌گویم که اگر او حقیقتاً دارای صفات نیک باشد و به آنها عمل کند به ضررش تمام خواهد شد در حالی که تظاهر به داشتن این گونه صفات نیک برایش سودآور است. مثلاً خیلی خوب است که انسان دلسوز، وفادار، باعاطفه، معتقد به مذهب و درستکار جلوه کند و باطناً هم چنین باشد. اما فکر انسان همیشه باید طوری معقول و مخیر بماند که اگر روزی بکار بردن عکس این صفات لازم شد به راحتی بتواند از خوی انسانی به خوی حیوانی برگردد و بی‌رحم و بی عاطفه و بی وفا و بی عقیده و نادرست باشد»
این تجربه پر غصه و اندوهناک در این خاک و دیار آشوب زده نشان داده که اگر سیاست با اخلاق هم آمیخته نشوند و در هم گره نخورند می تواند چه فجایع بزرگ و سترگی را رقم بزند و چه دردهایی را بر گرده این انسان های نگون بخت متحمل کند. فعالان سیاسی که انگار نیکولو ماکیاولی های این عصر مسموم هستند در کهگیلویه و بویراحمدی یتیم، علمدار تظاهر، نفاق و معامله و پشت پرده های نامیمون شهریاری نامبارک شده اند.
اما در این فلورانس دهشت بار و وحشت آور مردمی ساده دل چه بر سرشان خواهد رفت و کودکان فقر کشیده بی شیر خشک چه خواهند کشید؟
سیاست و فضای سیاسی در بلاد به قول ماها کفر اینقدرها و به این اندازه از اخلاق و انسانیت دور نشده و چنگالش اینقدرها هم بی رحم و قسی نیست.
در این فضای مورد بحث تنها نیکولو ماکیاولی های دونبش و متظاهر هستند که جولان می دهند و سکان مدیریت را به دست گرفته و این دریای پر موج را رهبری می کنند.افراد صادق و اخلاق مدار و متخصص و علم محور در این فضا قطعا و یقینا یا دم بر بسته و گوشه عزلت گرفته و عنان از کف داده و سکوت اختیار می کنند و یا فرار را بر قرار ترجیح داده و مهاجرت خواهند کرد.به قول مصحف شریف
«اَلَّذینَ امَنوُا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا فی سَبیلِ اللّه‏ِ بِاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللّه‏ِ وَاوُلئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ» «آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند درجه بزرگتری نزد خدا دارند و آنها رستگارند.» سوره مبارکه توبه آیه ۲۰
با این وضعیت قرمز موجود، آیا این فلورانس مغموم، گرفتار خانواده مدیچی خواهد شد و ظلم و ستم و فقر و عدم توسعه یافتگی ادامه خواهد داشت یا دوباره بورجیای ستمگر و بی رحم دیگری بر اریکه قدرت خواهد نشست و خاک ستم دیده استان را به تاراج خواهد برد؟ این وضعیت بستگی به اراده و تصمیم ما ساکنان این خاک زرخیز خواهد داشت که با اخلاق مداری و توجه به تعهد و تخصص و علم و هنر جامعه فقرزده یمان را نجات خواهیم داد یا با پیروی از ماکیاولی های درونمان دوباره بر این سنت نحس و نامیمون تظاهر و نفاق و بی اخلاقی تاکید کرده و این سیر باطل را ادامه خواهیم داد.اگر قرار هست که این رویه ی ناصواب ادامه داشته باشد مقبول تر و رواتر است که انسانهایی که دل در گرو اخلاق و انسانیت دارند از این دیار طاعون زده مهاجرت کرده و در کنجی گوشه عزلت گرفته و افسار شتر سیاست را بر پشتش انداخته و برای همیشه با این فضای سیاه و سفید خداحافظی کنند.

نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیره‌سری را

هم امروز از پشت بارت بیفگن
میفگن به فردا مر این داوری را

چو تو خود کنی اختر خویش را بد
مدار از فلک چشم نیک اختری را

سپیدار مانده‌است بی‌هیچ چیزی
ازیرا که بگزید او کم بری را

بسوزند چوب درختان بی‌بر
سزا خود همین است مر بی‌بری را

درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را…

///
عنایت شیخی
خرداد ۹۶

نیکولو ماکیاولی: نیکولو دی برناردو دِ ماکیاولی فیلسوف سیاسی، شاعر، آهنگساز و نمایشنامه‌نویس مشهور ایتالیایی در ۳ مه ۱۴۶۹ در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد و در ۲۱ ژوئن ۱۵۲۷ درگذشت.

بورجا: چزاره بورجیا دوک والنتینویس، کاندوتیری ایتالیا، نجیب‌زاده خاندان بورجیا و سیاستمدار ایتالیایی در دوران رنسانس بود.به اقوال تاریخی او فرزند نامشروع رودریگو بورجیا، پاپ اسپانیایی کلیسای کاتولیک بود.

خاندان مدیچی: خانوادهٔ قدرت‌مند ایتالیایی دوران رنسانس بودند که از قرن پانزدهم تا قرن هجدهم در شهر فلورانس حکومت کردند.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
سامان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۱
وته نفهمیم مفهمون ای متن اقای شیخی قلمتون خیلی سنگین بی
سعید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۸ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۱
جملات و متن خیلی سنگین و نامفهومه.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۲ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۱
البته سنگین نیست، اطلاعات ما بسیار پایین هستش
واقعا متن جالب ، علمی و مهمی هست
براوو
asal
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۱
//من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر می خیزند//

چه کسی میگوید من وتو مانوشیم
با من اکنون چه نشستنها، خاموشیها
با تو اکنون چه فراموشیهاست .
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد !
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،- خویشتنی
از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق باز بر پا نکنیم؟
از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم؟ .
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر می خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن آویزد
دشتها نام تو را می گویند .
کوهها شعر مرا می خوانند .
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند .
در من این جلوه اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه پرهیز - که چه ؟
در من این شعله عصیان نیاز،
در تو دمسردی پاییز - که چه ؟
حرف را باید زد !
درد را باید گفت !
سخن از مهر من و جور تو نیست .
سخن از
متلاشی شدن دوستی است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
...
سینه ام آینه ای ست،
با غباری از غم .
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار .
...
من چه می گویم،آه ...
با تو اکنون چه فراموشیها؛
با من اکنون چه نشستنها، خاموشیهاست .
تو مپندار که خاموشی من،
هست برهان فراموشی من .
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۱
با این مردم ، که شما از آنان مردمان ساده دل و اهل دل این دیار پر غصه تعبیر کردین، باید با زبان ساده دلی باهاشون حرف بزنید نه با زبان نامانوس.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۷
متن ادبی بود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار