کد خبر: ۵۹۴۸۹۷
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۲ 23 April 2018

ستاره ها در کهگیلویه چگونه متولد می شوند و چگونه می میرند!
زمان، همان گواه عادل در کارنامه ی دولتمردان، فارغ از جناح ها و عملکردها و انتخاب ها، مسیر خود را می رود. فارغ از اینکه سپهر سیاسی کشور و به تبع آن کهگیلویه و بویراحمد، در فصلی که انتظار ها به سرآمده است، سخت نیازمند روحی تازه به کالبد بیمار جامعه است.
این روزها بیشتر از هر زمان دیگری به این گفته تاریخی رسیده ایم که؛ جای مردان سیاست بنشانید درخت، تاهوا تازه شود. مردان تمامیت خواه سیاسی که پیش از تولد هر ستاره، آنها را می میرانند تا خود همچنان بر گرده مردم سوار باشند.
اگرچه سپهر سیاسی کشور سخت بحران زده بوده و علارغم چنددستگی و چندجناحی مردان کهنه کار و کهنه نام سیاسی، سخت در فکر زایش ستارگان جدیدی است تا به کالبد خسته این کهکشان روحی تازه بدمد، اما سیاه چاله های پیر و بی فروغ در کهکشان های دورتر و کوچکتر مانع از تولد نو ستاره هایی می شوند که یقینا می توانند روح تازه ای دمیده و پیش از فروپاشی، اصلاحاتی تازه را به میدان بیاورند.
در فصل پایان انتظارها، این انقلاب نیازمند زایشی تاریخی و جوان است تا تولد ستاره ها نویدبخش خستگان، بی نصیب ها و جامانده ها از قطار بهمن ۵۷ باشد.
انقلاب سهم آنهایی شد که زنده بودند اما جنین هایی که زنده متولد شدند امروز ستاره هایی شده اند که جایگاه می خواهند، این ستاره ها در سیاه چاله های عده ای تنگ نظر گرفتار مانده اند و سهمشان را نه از انقلاب، از ایرانی بودنشان زیر پرچم اسلام می خواهند. از مدیریت هایی که بخاطر فرتوتی رو به افول گذاشته و سفره فساد و تنگ نظری را پهن کرده اند.
همه مناصب مصادره دهه های پیش از ۶۰ شد و هر که قطار بهمن ۵۷ جاماند شانس ستاره شدن را هم از دست داد!
آیا قرار است عده ای خاص که انقلاب کردند تا نسل اندر نسل صاحب کرسی بمانند و ما نه؟!
آیا سیاه چاله ها تا پایان ظهور باید سپهر سیاسی کشور را تیره و تار کنند و از تولد ستاره ها جلوگیری کنند؟!
فراموش نکنیم هماره قوانین و اصول به عنوان زیر بنا در هر دولت سرزمینی پایدارند، همان قوانین و ارزش هایی که ما جامانده ها به آنها معتقدتریم! اما استراتژی، مؤلفه ها و افکار اشخاص یا مدیران ارشد و منابع انسانی به عنوان روبنا در جوامع سیاسی، برای بقا یک ساختار محکوم به تغییر از بعد کمیت و کیفیت در جهت توسعه و پیشبرد امور از رأس تا کف سطوح مدیریتی هستند.
و اما در لایه های زیرین کشور، استان و شهرمان چه می گذرد که عواقبش تا سطوح بالای جامعه را می سوزاند. در این شهرهای کوچک چه کسانی حکومت می کنند که عملکرد ضعیفشان پایه های حکومت و دولت را می لرزاند؟!
سردمداران چه کسانی هستند که نه خلق راضی اند و نه خدا؟!
چرا صدای انتظارات مردم و احزاب و دلسوزان واقعی مردم و انقلاب شنیده نمی شود؟
حمایت مردم زمانی میسر است که سردمداران زمینه زایش ستارگان جوان و همچنین سکوی پرتاب آنها در ارکان مدیریتی با چاشنی شایسته سالاری را میسر کنند، آنجاست که سودای فروپاشی از سر دشمنان می افتد و امید به جامعه تزریق می شود.
محتوای مطلب حقیر دخالت در عزل و‌ نصب های کلان نیست چرا که مردان سیاسی کم و اغلب خودخواهی داشتیم که نتوانستند سهمی در مدیریت های کلان بگیرند، مخاطب شکواییه اخیر پیران سیاسی استانی است که در گستره جغرافیایی کهگیلویه و بویراحمد هم نتوانستند برای نیروهای توانمند کهگیلویه بزرگ با چهار شهرستان جایگاهی دست و پا کنند چون در امور مدیریتی تجارب سنتی و لابی گری های عده ای خاص، ارجح تر دانسته شد! بر این هم شکوه ای نیست، چرا که نگاه به آینده و عملکرد پایانی، ملاک می باشد و زمان، همان گواه عادل، همچنان راه خودش را می رود.
اما به راستی کسی می داند ستاره ها در کهگیلویه چگونه متولد می شوند و چگونه می میرند؟!
کهگیلویه تا کی آزمون و خطا پس دهد؟! انتخاب مدیران تصادفی، سفارشی و دم دستی تا کی؟!
آیا خواسته ها و نگرش ها خبر از تکرری بر نگاه های ضعیف سابق نیست؟ بر همین مبناست‌ که در پایان دوره استاندار احمدی کسی قصور و‌ خطای معاونین را نمی شناسد و این کارنامه و عملکرد استاندار است که باید به قضاوت هیئت دولت و نه مردم! برسد. به این دلیل که در سیستم مدیریتی جامعه سیاسی ما فی الواقع مردم ولی_نعمتانی هیچ کاره اند؛ همانطور که دوستی ها، نیکزاد ها و خادمی ها آمدند و رفتند.
با نگاهی گذرا به فرمانداری دکتر پوزش، با احترام‌ و خدا قوت فراوان، ایشان در سیاست مدیریت داخلی فرمانداری عملکرد مثبتی در کارنامه اش باقی گذاشت؛ نمودش برگزاری انتخابات ادوار مختلف و البته موفق، ایشان را نماینده ای بی حاشیه برای دولت و خادمی برای ملت در شهرستان کهگیلویه معرفی نمود.
در سیاست های برون فرمانداری در پایان پرده ها را به زیر کشید، همانجا که مقابل نماینده شهرستان از دست آوردهای خود و دولت به دفاع پرداخت و همانگونه که گاها مقابل ائمه جمعه عقب نشینی نکرد و بارها از جریان فکری خود و همفکرانش به دفاع پرداخت.
دکتر پوزش گاها قربانی همفکران و اطرافیان چپ و راستش با برچسب های حمایت از نماینده ی اصولگرا می شد که در نبود پایگاههای خبری هم فکر و نبود تیم فکری و رسانه ای مناسب در دوره ی اول، یکه و تنها از بیرون سلاخی شد تا اینکه با تعویض طلایی خود و بکارگیری نیرویی جوان به معاونت فرمانداری، کانال های متعددی با رسانه های تاثیرگزار و‌ جوانان و معتمدین شهرستان، شروع و فصلی نو در فرمانداری دهدشت کلید خورد.
از بازخوردهای مثبت رشد و میدان دادن به این نیروها، مقبولیت اجتماعی و عمومی از دولت بود که در قالب رأی به سبد دولت اعتدال ریخته شد.
هنر اسلام خسروی دید صحیح به وقایع جامعه و شناخت معضلات و آسیب های مدیریت ‌گذشته و مدیران امروز، پیگیری مطالبات مردمی و ارتباط با جوانان و رسانه ها، سازماندهی آگاهانه امور مدیریت شهری با این نگرش‌ که چگونه می توان سطح‌ کمی و کیفی جامعه ی محل خدمت را ارتقا بخشید؛ اما امتیاز ایشان جوانی و خستگی ناپذیری، اخلاق نیکو و مردم دار بودن، تحصیلات عالیه در چند رشته ی آکادمیک(لیسانس حقوق_ فوق لیسانس ریاضی)، نگاه بروز و تخصص محورانه به وقایع و شاید از همه مهم تر اخلاق مداری و فروتن بودن ایشان در برخورد با همشهریان و مدیران دولتی که با جمع بودن این عناصر می توانیم شاهد عملکردی باشیم که از یک‌ جوان و نخبه ی مدیریتی و یک ستاره سراغ می رود.
نگاشته ی حقیر طرفداری از هیچ خدمت گزاری نیست و تنها دفاع از لایقان امر فرماندار و فرمانبر خدوم دولت و ملت هست تا فضایی محقق گردد که بهترین ها، مقبولان و شایستگان کاردان در نگاه مردم، فرصت خدمت پیدا کرده و نه خدای ناکرده تصادفی انتخاب شوندگانی که از بالا به مستضعفان و خلق الله، نگاه ارباب مابانه می اندازند.
یکی از جاماندگان همان قطار، جوانی دهه شصتی که قابلیت ستاره شدن دارد و امید می رود در آسمان غبار گرفته سیاست کهگیلویه همچنان دیده شده و برای بال و پر دادنش برای مناصب شایسته تر حمایت شود تا نگاه تنگ نظرانه برخی سیاسیون این ستاره را پیش از قرار گرفتن در مدار نزدیک به رأس قدرت برای پرورش نیروهای جوان بیشتر، خاموش نکنند. دامنه قدرت چنان می تواند بزرگ باشد که برای همه سواره ها و پیاده ها جا باشد، شاید وقت آن رسیده است تا به همه آمارهای منفی پایان دهیم و نگویند کهگیلویه و بویراحمد از معدود استان های کشور است که دستش از سیاست کشور کوتاه ماند. آنها که این آمارها را ساختند نمی دانند که ما چوب سیاسی کاری های تنگ نظرانه را خوردیم که دستمان کوتاه ماند، عوام سیاسی مان از خواص سیاسی بیشتر است و همین زمینمان زد تا دستمان از همه جا کوتاه بماند.
پریسا کاظمی کیان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار