بالان می گوید نمی دانستم همدان کجاست. من فکر می کردم همدان یکی از حاشیه های شهر یاسوج است. ساعتها در راه بودیم تا به همدان رسیدیم.
کد خبر: ۶۵۵۹۳۸
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۲ 16 September 2018
تابناک کهگیلویه و بویراحمد / اقتصادی ، بارها داستان هایی از زندگی افرادی را خوانده ایم و یا فیلم هایی از این دست دیده ایم که افرادی فقیر و بی چیز از نظر مادی که هیچ آینده روشنی را برای خود متصور نبوده اند اما با پشتکار و تلاش زندگی خود و اطرافیان را متحول کرده اند . تا قبل از گفتگویی که در ادامه می خوانید، این‌گونه موفقیت ها را یک رویا و در حد و اندازه قصه ، داستان و یا فیلم می اندیشیدم ! اما ماجرای زندگی «بالان» همه این تصورات ذهنی را واقعی کرد ! 
اهل گلایه و شکایت نیست. کسب و کارش را به گونه ای تنظیم کرده که بالا و پایین رفتن دلار و احتکار بازار تعطیلش نمی کند.داستان او وقتی روی زبان افتاد که رسانه ها تیتر زدند پسر آدامس فروشی که میلیاردر شد.اما قصه او زوایایی فراتر از اینها دارد.
مهران بالان میلیاردر این روزها همه چیز را با جهان بینی شخصی دنبال می کند اتفاقا خوب هم نتیجه گرفته است. کار آفرینی که از گفتن فقر کودکی اش ابایی ندارد همانگونه  که دولا راست شدن جلوی میهمان را عار و ننگ نمی داند. کارآفرینی که معتقد است براي بزرگ شدن بايد كوچكي کرد. تا كوچكي نكنيم تا صفر نشويم، به يك نمي‌رسيم و اگر مسيري غير از اين را برويم، موفق نخواهيم شد.
«بالان» پسرک آدامس فروشی که مرد میلیاردی شد / وقتی تحریم و نوسانات دلار بی اثر می شود + تصاویر

مهران بالان کارآفرینی که ، هم چیزش از جنس صداقت است. نه وامی از دولت ها گرفته و نه کسب و کارش معطل تصمیمات دولتهاست. اهل بذل و بخشش های متداول این روزها هم نیست و در عین حال جز بخشنده ترین خیرین است . از آن خیرینی که راه و رسم نان درآوردن را به آنکه دست جلویش دراز می کند،می آموزد و می بخشد.
نشستن پای صحبتهایش لذت بخش است چون هیچ تکلفی ندارد و نگران این نیست که گوشه ای از حرفهایش به کسی بربخورد. 
قصه بالان از یک نمایشگاه سفال در سال  68شروع شد. وقتی ده سالش بود. استادی همدانی در آن نمایششگاه  به او می گوید در ازای سه روز مراقبت از سفالهایم همه آدامسهایت را می خرم. و این اولین معامله در زندگی بالان بود.معامله ای که همه زندگی پسرک ده ساله با آن گره می خورد. او گام اول را خوب بر می دارد. بعد همان مرد می گوید دوست داری با من به همدان بیایی؟
بالان می گوید نمی دانستم همدان کجاست. من فکر می کردم همدان یکی از حاشیه های شهر یاسوج است. ساعتها در راه بودیم تا به همدان رسیدیم. وقتی اوستا برای نماز رفت به خانمی که آنجا بود گفتم اگر بلایی سر من آمد به خانواده ام داستان مرا بگویید و آدرسم را بدهید. اما آنها زبان مرا متوجه نمی شدند و فکر می کردند من گرسنه هستم.زندگی در همدان شروع شد و مهران نوجوان به عنوان وردست استاد هم در نمایشگاه های خارج از استان همدان حضور یافت  هم کار یاد گرفت. 
«بالان» پسرک آدامس فروشی که مرد میلیاردی شد / وقتی تحریم و نوسانات دلار بی اثر می شود + تصاویر

موضوع استاد شاگردی از آن شاه کلیدهای موفقیت بالان است که خودش بسیار روی آن تاکید دارد. معتقد است هر کاری شدنی و هر فنی آموختی است به شرط آنکه در مکتب استاد و اهل فن چند سالی با صبوری شاگردی کنیم.
بالان سه سال پیش استاد ماند. در طرف دیگر خانواده او  فکر می کردند فرزند ریز جثه شان در رودخانه غرق شده است و دیگر از بازگشتش نا امید شده بودند.همه باور کردند که این بچه بعد از آن نمایشگاه دچار حادثه ای شده است.
سال 71 استاد که دلتنگی مهران برای خانواده اش را می بیند او را در ترمینال می گذارد و 5 هزار و پانصد تومان هم در جیبش می گذارد و او را راهی خانه می کند.به شاگرد اتوبوس هم سفارش می کند و هم انعام می دهد که او را در دوراهی شهرضا پیاده کنند.
بالان می گوید هیچ وقت این همه پول نداشتم برای همین خوابم نمی برد. در طول مسیر دستم را روی جیبی که پولها در آن بود گذاشته بودم تاجایی که پیرمرد کنار دستی ام با دلسوزی می پرسید مگر بیماری قلبی یا مشکل خاصی دارم؟!آنها نمی دانستند من ثمره سه سال زحمتم را دارم.وقتی به یاسوج رسیدم یک گونی قند برای خانواده، چند جفت دمپایی هم برای خواهرانم خریدم و با لندرور به روستا رفتم. خانواده که تا آن زمان فکر می کردند من مرده ام شادمانی می کردند.
«بالان» پسرک آدامس فروشی که مرد میلیاردی شد / وقتی تحریم و نوسانات دلار بی اثر می شود + تصاویر

چند روز بعد به پدرم گفتم رسم پول درآوردن را پیدا کرده ام و باید بروم . پدر اما نظر دیگری داشت. می گفت دختری برایت پیدا کرده ام . کمیته برای ازدواج حمایتت می کند و جهاز می دهند.بعد هم چند تا بز داریم برو دنبالشان عصرها هم بیا خانه ات و از من دور نشو. بیشتر از این چه می خواهی؟ ما در روستای اشکفت سیاه لوداب بودیم.نه برق نه آب و هیچی نداشتیم. پس مجاب نشدم .
مغازه مرد سفالگر همدانی زنگ زدم و گفتم می خواهم به من سفال خام بدهی ، رنگشان کنم و کار کنم. اما دیگر قصد شاگردیت را ندارم.و استاد مهدی، گفت همدان را هم بخواهی به تو می دهم.یک کامیون سفال به صورت قرضی آوردم و در نمایشگاهی در بهبهان شرکت کردم .
در آن سال  620هزار تومان کار کردم.430 هزار تومان از پول را برداشتم و برای آوردن سفال به سمت همدان راه افتادم و مابقی را پیش عمویم امانت گذاشتم.
وقتی به اهواز رسیدم اتوبوس همدان رفته بود گفتند باید با پیکان به دزفول و از آنجا  به بروجرد و بعد همدان بروی. سوار پیکانی شدم که  نیم ساعت بعد از طی مسیر متوجه شدم دزد هستند. همه درآمد سالم 435 هزارتومان بود که 2 ایران چک 200 هزارتومانی و 35 هزار تومان آن هم 10 تومانی و 20 تومانی  و 50 تومانی های قدیم بودند.مرا به بیابان بردند و جیبم را خالی کردند و بند کفشهایم را باز کردند و دستهایم را با آن بستند. تهدیدم کردند اگر تا 10 دقیقه سرم را برگردانم سرم را با تبر قطع می کنند.
گریه کردم و یکی از آنها که دلش سوخت گفت کمی پول برایش می گذاریم. و به من گفت هرچه خودم دلم خواست می گذارم. بعد هم رفتند و من در آن بیابان تنها راه افتادم تا به یک کیوسک رسیدم. آنقدر حالم بد بود که ساعتها گریه کردم. تشنگی امانم را بریده بود پس هر چه نوشابه می خوردم عطشم برطرف نمی شد.بعد هم پول را به سمتش گرفتم . دکه دار گفت پول خرد ندارم. گفتم اشال ندارد بقیه اش را نوشابه بده. گفت صد تا هم بخواهی بقیه پولت را ندارم بدهم. به پول نگاه کردم دیدم ایران چک 200 هزار تومانی است آن یکی جیبم را نگاه کردم دیدم و باز هم همان بود. ایران چک ها کهنه بودند یا دزدها بی سواد بودند یا خداوند اینگونه خواست. هرچه بود مال هلال به صاحبش برگشت. 
در سه سالی که در بهبهان بودم جوانانی که از جلوی غرفه رد می شدند می پرسیدند شاگرد نمی خواهی ؟ به ذهنم رسید شاگرد بگیرم.مسئولان نمایشگاه گفتند اگر از شهر خودت نامه بیاوری که  استاد این رشته هستی غرفه را با تخفیف ارایه می دهیم.آمدم یاسوج گفتند ما خودمان دنبال یک استاد برای رشته  سفال در استان می گردیم همینجا بمان و غرفه و امکانات مورد نیازت را هم در اختیارت می گذاریم.
رفتم فنی و حرفه ای و مرا به سر کلاس فرستادند. اصلا نمی دانستم استادی چیست. من پسر روستایی بودم که اگر مطابق رویاهای پدرم  پیش می رفتم نهایتش باید چوپان می شدم. اما استاد شدم وفوت و فن استادی را آموختم.یک روز با موتور به سمت کلات رفتم دیدم تعدادی از دختران روی دار قالی قوزه کرده در حال کار هستند. از اینجا رفتم توی نخ قالی و دست بافته های عشایری. با خودم گفتم اینها که قالی می بافند باید برایشان داری طراحی کنم که حداقل کمرشان اینگونه خمیده نشود.
به مدیر کل میراث  وقت گفتم می خواهم داری بسازم که ایستاده باشد. این بافنده ها که کارشان را انجام می دهند حداقل کارشان استاندارد و زیبا می شود و ارزش بیشتری پیدا می کند.او گفت این کار قدیمی است و سودی ندارد .اما من تصمیم را گرفته بودم و گفتم توکل با خدا من کارم را شروع می کنم. پس  نخستین دار ایستاده را در استان ساختم. 
بعد هم طرح توجیهی نوشتم و در تهران تایید شد و برای نخستین بار آموزشگاه صنایع دستی در استان دایر کردم. بعد از خدمتم همه هنرها را با هم جمع کردم. خانمی را به شیراز فرستادم تا تابلو فرش بافی، گلیم برجسته و فرش  را آموزش ببیند و بعد هم به یاسوج آمد.25 شاگرد برای این خانم گرفتیم و اینها دوباره کار را آموزش دیدند. به عنوان مربی راهی روستاها شدند. دختران را رایگان آموزش می دادند. و از هر کلاس 30 نفره بعدها 10 تا 15 نفرشان به صورت جدی وارد این کار می شدند.
32 کارگاه تولیدی در روستاها راه اندازی کردم. حالا بیش از 120 بافنده تابلو فرش در روستاها دارم. در مجموع 620 بافنده تابلو فرش، گلیم و گچمه دارم. محصولاتشان هم مشکل بازار ندارد. من کار را از بافنده ها می خرم و با استانهای دیگر مبادله پایاپای یا کالا به کالا انجام می دهم.
کالاهای تولیدی استان را به استان های دیگر می فرستم و صنایع دستی آنها را می خرم .یا مثلا همه گلیم هایم را به یک فروشگاه یا نمایشگاه در تهران می فرستم و می گویم هر وقت فروخته شد پول مرا بدهید.
او معتقد است هر انسانی یک هنری برای ارایه و فروش به دیگران و کسب درآمد دارد. برای این موضوع از خواهرش یاد می کند که ظاهرا هیچ مهارتی نداشته اما حالا با پختن نان محلی و فروش به گردشگران ماهانه بین 9 تا 12 میلیون تومان درآمد دارد. یا از زنانی که دنبال کار بوده اند و او گفته مرغ و کبک و بلدرچین پرورش دهید و تضمین فروشش با من. 
بالان می گوید این اشتباه است که مردم را از روستا به شهر بکشیم . شهر جایی برای کسب درآمد نیست درعوض روستاها فرصت کار هستند برای آنهایی که بخواهند.به روستاها که می رفتم می دیدم شیر و ماست روزانه دامداران  روی دستشان مانده است و من صحبت کردم برایشان ماشین می فرستم و آن را به کارخانه می برم و و بعد هم مزدشان را دریافت می کنند.
او بر این باور است برای هر کاری اول باید شاگردی کرد . بعد هم نباید برای به درآمد رسیدن عجله داشت.و در نهایت باید در هر شرایطی انصاف را مبنای کار قرار داد. 
بالان می گوید روزی که ازدواج کردم النگوهای بدل به دست همسرم کردم. اما حضورش زندگی ام را نظم بخشید و متحول کرد.و معتقدم این زن بال پرواز من است.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳۳
لنده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۵
خدایا به فریادمان برس .اگر کسی از نزدیک ایشان را نشناسد فکر میکند این اراجیف درست باشد.خدایا دروغ چاپلوسی تا کی راههای جدید کلاه برداری از مردم ومسؤلین
پاسخ ها
مهدی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
خجالت بکشید فکر میکنید همه مردم دزدن! فکر میکنید فقط باید با دزدی به نتیجه رسید. یا اونی که با زحمت و با فکر به نتیجه رسیده انسان نیست؟
ناشناس
|
Netherlands
|
۱۴:۱۹ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۵
حالا اون عکس شیخ حسن و اون پرچم ایران دیگه برای چی هستند؟ مگه نگفتید او بدون هیچ وام و کمک دولتی و تنها با اتکا به توان خودش به ثروت رسیده؟ پس این عکس و پرچمش برای چیه؟ معلومه که داستانتون ساختگیه و این آدم پشتش به یه رانتی و یه حامی حکومتی وصله.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۶
اگر راست گفتی .درود بر شما .اگر کلک سوارکردی مردم را سرگرم کنی .لعنت بر تو باد .نانت حرام
لنده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۶
سلام درجواب هم شهریم بگویم کاملا اشتباه می کنید اتفاقا ایشان انسانی شریف هستند وکاملا فرمایشش درستهمن به کارگاهایشان زیرخیابان فردوسی رفتم وقرار بود درلنده این کار راانجام دهم وکاملا درسته وانسان شریف وصادق وسالم ودوست داشتنی هستند در ضمن دوست عزیز اون عکس که فرمودی مربوط به تقدیر از ایشان است با مسایل سرسری برخورد نکنیم
عرفان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۵۶ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۶
تو استان ما همینجور بودیم از حق همدیگه حسود ودنبال همدیگه حرف زدن اول ببین بعد قضاوت کن برو از کارافرین برتر درس یاد بگیر برو ازش راه کار یاد بگیر نه سخن چینی انشالا خدا به راه راست هدایت کنه
حسین
|
France
|
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
ما افتخار میکنیم به افرادی امثال اقای بالان که کامل ما در چریان زندگیش هستیم وافتخار بزرگ هم برا استان وکشور میباشد درود رر شما بزرگمرد اینایی که دارن بیخود پیام مید ن میخوان راهی تو بیست سال رفتی یه شب برن
نصیرربانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
تمام افرادى كه به موفقيت هاى بزرگ دست يافته اند ،
حداقل يكبار تا يك قدمى سقوط رفته اند و برخى ازآنها
حتى سقوط كرده و دوباره برخاستند.
همه به شما ميگويند روز خوبى داشته باشيد اما حقيقت
اين است كه كسى نميتواند روز خوبى داشته باشد
روز خوب را خودت باید بسازی !!!!!!درود بر خرزوی عزیزم انشاله موفقیت های بعدی
نصیرربانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
تمام افرادى كه به موفقيت هاى بزرگ دست يافته اند ،
حداقل يكبار تا يك قدمى سقوط رفته اند و برخى ازآنها
حتى سقوط كرده و دوباره برخاستند.
همه به شما ميگويند روز خوبى داشته باشيد اما حقيقت
اين است كه كسى نميتواند روز خوبى داشته باشد
روز خوب را خودت باید بسازی !!!!!!درود بر خرزوی عزیزم انشاله موفقیت های بعدی
حسین
|
France
|
۰۲:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
ما افتخار میکنیم به افرادی امثال اقای بالان که کامل ما در چریان زندگیش هستیم وافتخار بزرگ هم برا استان وکشور میباشد درود رر شما بزرگمرد اینایی که دارن بیخود پیام مید ن میخوان راهی تو بیست سال رفتی یه شب برن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
تو این مملکت بدون رانت از هر نوعش کسی به این جاها نمی رسه . بگید دستش به کدوم نهاد بند بوده اخوی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
دستش به بازو و عقلش وصل بوده دیگه
البته برای عده ای این کارا امکان نداره از بس که دستشون تو جیب مردم بوده
عسل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۸
ایشان کسی بو دند مشاوره به مادادند ورایگان در اموزشگاه ایشان اموزش دیدم والان علاوه بر زندگی خودم زندگی چند نفر را نجات دادم اقای بالان از بزگ مردان این مرز بوم ما افتخار میکنیم خدا یار یاو رت عزیز مهربان
جلالی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۰۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۹
میلیاردر شدن در این روزها کار بسیار ساده ای است، کافی است که شما به واسطه یکی از وزرا ویا نمایندگان مجلس رانت اطلاعات اقتصادی کسب نمایید، کافی است که شما بدانید وضعیت نرخ ارز ویا طلا برای فردا چگونه است، نوسان قیمت خودرو چگونه است، فردا قیمت چه کالایی نجومی بالا میرود، به همین سادگی!! تازه به شما نژاد برتر نیز اطلاق میگردد!!!
داریوش مقدم
|
Austria
|
۲۲:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۰
آفرین به همت این مرد شریف. خدا همراهت.
میلاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۰
درود بر اقای بالان که دست مارا گرفتند ودانشجو بودم راه درامدی نداشتم با کمک ایشان درس راتمام کردم وراه ایشون را دارم ادامه میدم درود بر شرفت که اینقدر صادق هستی خدا نگهدارت دلاور
علیرضا خردمند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۱۲ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
با سلام/
بنازم این همه اراده مهمت وپشتکار را
عاطفه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۵۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
درود بر غیرتت که اینقدر پیشرفت کردی که هم ولایتی هات دارن دق میکنن بنازمت شیر مرد که تمام وداغت ایخوان سکته بزنن چشم حسود کور ونظرم تا دوسال ده سکته وداغت بزنن
سحر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۱
بنازمت شیر مرد خاکی بودنت مارا کشته انقدر پیشرفت کنی که دشمنانت بمیرند گم گور بشند که همینطور شده
ارین
|
Canada
|
۲۲:۳۳ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۲
کر خوب بویراحمد قضات من سر بیشتر مسول های بی عرضه
ایراد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۴
بنازمت شیر مرد بادلانی
یلدا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۱۰
باسلام لطفا اونی که گفتن باآقای بالان هم شهری هست اگه شماره ای ازشون دارن لطفا بفرستین یه مقدارپول دارم میخوام برای راه اندازی یه کاری ازشون مشورت بگیرم ممنون میشم اگه جواب بدین
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۱۰
سلام درود بر شرف وصداقتت زنده باشی مرد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۱۰
سلام احسنت به این مرد من از آقای والایی خواهش میکنم که الان وضعیت زندگیش خوب شده کمی هم دست مارو بگیره پدرم خانه نشین شده ودرآمدندارهوکمی بدهکاری خواهشمندم اگه میتوانن به ماکمک کنه من بچه لالجینم شماره ....
احمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۷/۱۲/۱۲
ش ت اقی مهران بالان
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۸ - ۱۳۹۷/۱۲/۱۵
سلام آقای بالان.وقت بخیر.من نمیدونم چطور میتونم از نزدیک با شما صحبت کنم.من برنامه شما رو از 20:30دیدم.من هم مثل شما دنبال کارافرینی هستم و بسیار علاقمند به صنایع دستی.لطفا اگه ممکنه من رو راهنمایی بفرمایید.البته من خودم کارمند هستم.براتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم.خوش به حالتون که به مردم برای کسب روزی حلال کمک میکنید.
سیدحیدر قوامیان فر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۴
سلام خدا قوت آقای بالان.
جنابعالی که کار خیلی بزرگی کرده ای،کار خیر کردی، دست بال خیلی از افراد گرفتی،ما نیاز به یک مسجد داریم، این کار را هم به کارهای خیرتون اضافه کنید، تا این مسجد هم بنا بشه،!؟؟
اگه بودجه شو دارید یا علی
منظر خشنودی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۲
سلام و درود خدمت اقای مهران بالان از شهر چنارشاهیجان هستم خداراشکرمیکنم به خاطر انسانهای شریف مانند شما برادر عزیز که اراده ای از آزاده خداوند در وجود شما قرار داده شده و بسیار خوشحالم برای موفقیت شما از آنجایی که کتابی می نویسم به نام ثروتمندان انسانهای شریفی هستند خوشحال میشم وقتی تعیین کنید یا از طریق تلفن یا ملاقات حضوری از نکتهایی که برای بهتر نشر شدن این کتاب که چگونه ایدها به نظرتون اومد و چه تعهدی به خودتون داشتید که موفق شدیم سپاسگزارم 0991...7991
شمر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۸
همین الان تاریخ هشتم شهریور شب در ابشار یلسوج کنارش هستم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۹ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۴
پسرعمه خدا عاقبت همه رابه خیرکند!؟!
لاله
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
خدایش راست میگه من شاگردشون بودم تابلو فرش دوسال پیش اما تنبلی کردم هنوز کارم نصفست اخه من حوصله بافندگی ندارم هههم
ولی حضرت عباسی وجدان درد نگرفتید ندانسته قاضی شدید ؟؟؟ استغفار نکنی کرونا بیاد بافک وفامیلتون قورتتون بده الهی اممممین
دریا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۲۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
اگه خدایی باشه خواهش میکنم خواهش میکنم همه چیز رو الکی مهر بد نامی نزنید این اقایی ما میشناسیم فردی دلسوز صادق خوش رو ای کاش مملکت ما چند تا از این شخصیت ها را داشت وگرنه اینقد بدبین نسبت به هم نبودبم تو رو خدا همیشه ادم باید جنبه مثبت همه چیز رو بگیره نه منفی اینقد بی اعتقاد شدیم همه اتفاق ها برا نسل بشر میفته خواهشا بینشتون رو عوض کنید
شاهرخ
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۲۰
چرا نمیشه بنظرات طرفدار منفی داد؟ یا کلید منفی دکوره را اشکال فنی! طرف ملیاردها پولش از راه کوزه و کشک و ماست بدست اومده؟ بخدا قسم در کشور ما ممکن نیست .درون مایع داستان دچار تحریف و ساختگیست . نویسنده میخاهد مردم رامتقاعد کند ک مشکل بیکاری تقصیر حکومت نیست
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار