آنچه در ادامه می خوانید سرگذشت یک فرهنگی کهگیلویه و بویراحمدی است که خطاب به مدیر عامل ستاد دیه کشور نوشته شده است و از آنچه در مدت چندین سال به تلخی کامل بر وی گذشته است ، می گوید و تقاضای کمک کرده است و البته بیان جزئیات آنچه بر وی و خانواده اش گذشته است تلنگری است برای دیگر افراد که هیچگاه بدون تعقل و تفکر دست به اقدام نزنند!
کد خبر: ۶۹۴۸۲۴
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۴ 26 December 2018
تابناک کهگیلویه و بویراحمد / اجتماعی ، شاید بارها با مشکلات و معضلات افرادی مواجه شده اید که از سر استیصال و اجبار هر راه و چاره ای را برای تغییر در وضعیت زندگی خود امتحان می کنند و گاهی این تلاش ها به نتایج خوب می رسد و گاهی هم نه! واقعیت این است که برخی مشکلات و معضلات مستقیما به برخی اشتباهات فاحش افراد بر می گردد و برخی هم به شرایط و به قول معروف شانس افراد ! از نظر دین اسلام ، مسلمانان توصیه می شوند که در هر کاری خوب تفکر و تعقل کنند تا به مشکل و معضل کمتری برخورد کنند. اما در نهایت و گاها اتفاقاتی برای افراد رخ می دهد و شرایطی ایجاد می شود که علاوه بر خود فرد نزدیکان وی هم بی تقصیر گرفتار مشکلات می شوند . در اینگونه موارد هم تعالیم اسلامی و هم تعالیم انسانی حکم بر دستگیری از نیازمندان می کنند.
آنچه در ادامه می خوانید سرگذشت یک فرهنگی کهگیلویه و بویراحمدی است که خطاب به مدیر عامل ستاد دیه کشور نوشته شده است و از آنچه در مدت چندین سال به تلخی کامل بر وی گذشته است ، می گوید و تقاضای کمک کرده است و البته بیان جزئیات آنچه بر وی و خانواده اش گذشته است تلنگری است برای دیگر افراد ، که هیچگاه بدون تعقل و تفکر دست به اقدام نزنند!
دز این نامه آمده است :
بسم تعالی
مدیر عامل محترم ستاددیه کشورجناب اقای دکتر جولایی
 بااهداسلام و تحیات الهی
 احتراما معروض میدارد اینجانب .......بدهکارمالی زندانی دهدشت از سال 90تا‌کنون :معلمی هستم 43ساله دارای همسر و 3دختر (12،16،21ساله) که به علت فقرریشه ای خانوادگی و به‌عنوان فرزند ارشد و تنها عضو حقوق بگیر یک‌خانواده پرجمعیت (14نفره) با پدری سالخورده و فرتوت و مادری مریض الحال (دیابتی )که تنها امیدشان برای بقا و معاش اندک مبلغ  یارانه و مستمری کمیته امداد امام (ره)میباشد که بنده بخاطر تامین مایحتاج خانواده ،تحصیل ،ازدواج و اشتغال 5برادر و 2خواهرخود ناچار شدم‌ امتیاز یک فقره تسهیلات مکانیزاسیون کشاورزی را خریداری کنم و بااجازه 4فقره سند‌ملکی برای اشتغال برادرانم گامی بردارم ولی متاسفانه ضعف مدیریتی خودم و مهم‌تر از همه خشکسالی حاکم در ان سالها باعث گردید نتوانم از عهده کار و اقساط برآیم ،این بود که اجاره اسناد و‌ معوقات بانکی ان هم درحالی که‌ وام بنام خودم نبود و شخص دیگری از بستگان ضمانت کرده بود و خسارات ناشی از عدم باز پرداخت ایشان را به‌خاطر من به خاک‌سیاه نشاند و از طرفی نیز مبالغی از مردم قرض و‌ قوله‌ کردم و بابت اجاره اسناد پرداخت نمودم که نهایتا کارم به جایی رسید که تا خرخره زیر قرض بروم و با اینکه یک معلم ابتدایی بودم و هیچگونه اشنایی باسیستم قضایی نداشتم از ترس زندان و از دست دادن کارم دوسال مرخصی بدون‌حقوق گرفته ، متواری و آواره این شهر و آن شهر شدم تا بلکه راهی برای نجات خود از این بحران پیدا کنم منتهی مایوس و ناامید از هر تلاشی بعد از دو سال و سه‌ ماه در تاریخ 7دیماه 90 خودم را به زندان معرفی کرده و‌ تا کنون گرفتار زندان و‌ عوارضات ناشی از ان  از جمله 6سال محرومیت از کار و دریافت هر گونه حقوق و مزایا بوده که تنها درامد خانواده ام اندک مبلغ یارانه و گاها حمایت ناچیز بستگان و اطرافیان بود.
در طی این‌سالها 3 الی 4 بار از طرف ان ستاد محترم جهت دریاقت تسهیلات به بانک‌های عامل معرفی شدم و درعین حالیکه می دانستم ان اعتبار اولیه خود را از دست دادم و دیگر کسی حاضر به ضمانت و یا ارائه سند ملکی نیست صرفا بخاطر فرصت گرفتن از شاکیان و اینکه فکر کنند دنبال راه چاره  هستم از طرف ستاد دیه‌ معرفی به بانک میگرفتم تا حداقل ارامشان کنم البته نه اینکه واقعا تلاشی نکردم بلکه نهایت سعی خود را هم نمودم ولی هرگز پاسخ مثبتی نگرفتم .
 
نامه ای به مدیر عامل ستاد دیه کشور / سرگذشت تلخ یک فرهنگی کهگیلویه و بویراحمدی !

اواخر سال 94به صورت تصادفی به اتفاق چندتن از همکاران زندانی رفتیم وزارت اموزش و‌پرورش وهیئت تخلفات اداری ،شرح غصه گفتیم این بود ک اقای یوسفی مسئول وقت (که خداخیرشان بدهد)گفتند که چرا سرکار نیستید !؟گفتیم اداره مربوطه ما را معلق کرده که بلافاصله با مکاتباتی که انجام دادند و اعمال بخش نامه ،ماده و تبصره مربوط به اشتغال کارمندان جرائم غیرعمد بعد از 6 سال ، بازگشت به کار گرفته و حقوق و‌ مزایایم برقرار گردید که این فرصتی شد ،کل حقوق و مزایای خود را بابت بخشی از بدهی هایم باگرفتن نامه کسر حقوق از دادگاه و همینطور رایزنی با شاکیان و خرید کالا از فروشگاها و تعاونی مصرف فرهنگیان رضایت تعدادی را جلب نمایم . با ملاحظه فیش حقوقیم میتوان تخمین زد که تا ۶سال اینده حقوقم در توقیف ان و هیچگونه دریافتی ندارم.

این در حالی است که شرایط اقتصادی حاکم برجامعه ، بالارفتن خرج و مخارج ، تورم ناشی از تحریم ها و تنگ شدن عرصه بر زندگی مردم ، حتی توان تامین نیازهای اساسی خانواده را هم ندارم و گاها پول نان خانه ام را قرض میگیرم و دریغ از خرید سالی ۱ کیلوگوشت قرمز آن هم در حالی که دختر بزرگم اخیرا عقد کرده و در استانه ازدواج قرار گرفته و صرفا بخاطر نداشتن توان مالی و نداشتن «جهیزیه» ، عروسی او را به تعویق انداختم که این خود زجری بالاتر از زندان برایم شده است و حاضرم صدسال در زندان بپوسم ولی بتوانم سرم را در مقابل دخترم بلند کنم و به صورتش نگاه کنم !
حال جناب دکتر جولایی عزیز :شما را به خدای بزرگ قسم و این راهی که در پیمودن آن چندین دهه است به فرمان حضرت امام (ره) تک تک موهای سرتان را سپید کرده اید و به هزاران خانواده زندگی داده اید قسم ...
و جناب آقای مهربانِ مهربان:اندکی هم با این بنده حقیر مهربان تر باشید و حداقل گوش شنوای حرفای صادقانه دلم باشید ، چنانچه لایق و شایسته حمایت میدانید کمکم کنید و اگر برادر و یا خواهر همنوعی را بر بنده اولویت دانستید اول به ان ها کمک کنید چون میدانم که چه میکشد.
در طول این ۷سال و ۲سال فراری اگر به من بگویند :بدتر از مرگ چیست؟ میگویم فرار چون لمس کردم دوری از خانه و خانواده را ، چون لمس کردم کارتون خوابی و لرزیدن بر چمن های حرم امام و پارک های تهران را ، چون لمس کردم خوابیدن صحن های داغ جمکران و حرمین را ، چون لمس کردم گرسنگی و ۳روز مقاومت با یک قرص نان سنگک را ...ولی همیشه امیدم به خدا بوده و صبوری کرده و طور دیگه ای به خانوادم انعکاس دادم .
نکته:از زمان ورودم به زندان تا کنون شاهد و ناظرم کسانی امدند زندان و رفتند که گویا امدنشان از پیش تعیین شده بود حتی محل خوابشان ، لباس خوابشان ، خدمات دهی به انها ! همینطور کی از زندان خارج شدنشان و کی بلاعوض گرفتن و نهایتا ازادی از زندان و حتی گرفتن تسهیلات مراقبت پس از زندان و بلافاصله خرید ماشین های گران قیمت و رفاه و منزلت عالی ...چه بسا که تبانی هایی هم صورت گرفته باشد ...بوده که شاکی امده و تسهیلات را گرفته و خودش سند گذاشته و خودش هم قسط میدهد در حالی که متشاکی فریاد میزد که بخدا این حقش نیست و ریشه ی کار در چیست خدا میداند!
کاری به این کار ها ندارم گرچه این دسته از افراد اولویت و حق را از ما گرفتند و خارج از نوبت امدند و نوبت را از ما گرفتند و مارا پس زده و با این کار به ما خیانت کردند اما ،ما در استانی زندگی میکنیم که اغلب وابستگی های فامیلی و خویشاوندی داریم لیکن چاره ای نداریم جز سکوت و صبر ...مجبوریم بمانیم و بسازیم و ادامه حبس بکشیم تا بلکه خدا خودش رحمتی عنایت کند .
با نگارش این مطالب این را میخواستم بگویم :که اگر من و امثال من تا کنون در زندان مانده ایم تنها یک دلیل دارد و ان هم این است که :بی صاحب و بی کس هستیم ! نه حامی با نفوذ داریم و نه پارتی و نه توان خرید ادم ها و دادن رشوه و زیر میزی! ما ان قشر واپس زده مظلوم هستیم ... .
در پایان ضمن پوزش از این که باعث رنجش خاطر شما عزیزان شدم و مطالبم به درازا کشید ،به عنوان یک زندانی مالی با سابقه ۷سال حبس و دوسال و اندی فرار (قبل از ورود به  زندان )تقاضا دارم برای رضای خدا و شادی 3 دخترم بیایید از زندان ، محل  کار و زندگیم تحقیق و بررسی به عمل اورید .چنانچه مستحق دانستیدشرایط ازادی بنده را بعد از ۷سال   با......پرداخت بلاعوض...فراهم نمایید منتها خواهشمندم بنده رابه استان معرفی نکنید و هر اقدامی لازم میدانید درهمان مرکز اعمال نمایید چرا که با معرفی به استان به نتیجه نخواهم رسید....
لازم به ذکر است در طی این چندسالی که از طرف ستاد دیه استان جهت دریافت تسهیلات به بانک معرفی شدم صرفا به پیشنهاد خودم بوده ان هم بخاطرسکوت و راضی نگه داشتن شاکیان.
درصورت نیاز هم میتوانم فیش های حقوقی خود را در طی 2،3 سال اخیر ارائه دهم‌ که این خود میتواند ثابت کند تا 6سال اینده حقوقی دریافتی نخواهم داشت. ناگفته نماند تنها حمایت اموزش و پرورش واگذاری یک باب منزل مسکونی 80متری ساخت دهه 40 بوده که بتوانم حداقل به مدت 3سال سرپناه خانواده ام باشد و در حال حاضر 2 سال  ان گذشته است .
خدایا ...به همه ی خدمتگزاران صادق و خالص بویژه پرسنل نوعدوست و دلسوز ستاد محترم دیه را توفیق سربلندی روز افزون عنایت کند و طول عمر باعزت و سلامتی و شادکامی انها و خانواده های شریفشان رامستدام بدارد...آمـیـــن
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
عارف
|
United States
|
۱۴:۱۱ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۵
عارف
|
United States
|
۱۴:۲۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۵
امیدوارم مورد توجه و حمایت قرار بگیره
دنا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۷ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۵
خدا کمکت کنه وخدایا کسی به این روز نیفته ای کاش ادارات اموزش و پرورش شماره کارتی می دادن تا فرهنگیان در حد توان کمک کنن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۸ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۵
انشالله ک خیرین عزیز این نامه رو می خونن و ب ای برادر محترم کمک می کنن .بنی ادم اعضای یکدیگرند...نا امید نشو برادر خدا بزرگه
بویراحمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۱۹ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
ای کاش شماره کارت اعلام میکردن
وای اعصابم خورد شد
ناراحتم
من وقتی دو یا سه روز پول ندارم در مقابل خانواده شرمنده هستم
وای چقدر سختی کشیدی
Tooska
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۵ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
درود...واقعاََ هم جای تاسف داره و هم حمایت و کمک مالی بشردوستانه...همانطور ک خودشون گفتن خیلی تلاش کردند و از نظر دولتی ب نتیجه نرسیدن خدا کنه ملتی بهشون توجه بشه ...من کاملا ایشونو میشناسم و خانمشون هم ی سالیه شدیدا بیماره(فشار مغزی،اعصاب و میگرن و صرع)و تا حد مرگ رفتن و چندین بار بیمارستان نمازی شیراز بستری شدن و مرتبا تحت نظر فوق تخصصای شیرازن...اگه عزیزی واقعاََقصد کمک ب خونواده ی ایشون رو داره میتونم اطلاعات ،مدارک مستندیا شماره حساب و روکارت ازشون بگیرم و خصوصی تحویل بدم و در صورتی ک اطمینان کامل پیدا کردین مورد لطف و کرم خودتون قرار دهین...با تشکر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار