کد خبر: ۷۹۳۹۴۵
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۱ 03 November 2019

به گزارش تابناک کهگیلویه و بویراحمد ، به نقل از فارس صحبت امروز ما در مورد سامان پاکباز قهرمان پارالمپیکی ایران از استان کهگیلویه و بویراحمد و شهر کوچک سی‌سخت است که در چند سال اخیر با درخشش در میادین بزرگ بین‌المللی افتخارآفرینی‌های زیادی داشته و پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی را در گوشه گوشه جهان از انگلیس گرفته تا سئول در شرق دور و حاشیه آب‌های نیلگون خلیج همیشه فارس و بسیار دورتر از همه جا در ریودوژانیرو و در پارالمپیک ریو به اهتزاز درآورده است.

مرد طلایی جمهوری اسلامی که در پرتاب وزنه علاوه بر جابجایی رکوردهای جهانی و کسب مدال طلای جهان یکی از باارزش‌ترین مدال‌ها را در پارالمپیک ریو به گردن آویخت.

وی در سال ۱۳۹۴ موفق به کسب دو مدال طلا در مسابقات جهانی کره جنوبی و یک مدال طلا و یک مدال نقره در قطر و یک مدال طلا و یک مدال نقره در دبی در رشته‌های پرتاب دیسک و پرتاب وزنه شده است وی هم چنین در مسابقات پارآسیایی جاکارتا در سال2018 موفق به کسب مدال طلا شد. مرد طلایی شهر سی‌سخت و نام‌آور جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از نمایندگان ایران در بازی‌های پارالمپیک تابستانی ۲۰۱۶ به ریودوژانیرو برزیل اعزام شد و در ماده پرتاب وزنه با پرتابی به میزان ۱۵ متر و ۹۸ سانتیمتر، پس از پرتاب‌گر اسپانیایی در جایگاه دوم ایستاد و به نشان نقره دست یافت.

 وقتی مادر هم به جمع موافقین می پیوندد

سامان پاکباز این گونه خودش را معرفی می کند که متولد سال 74 و بزرگ شده شهر سی‌سخت هستم، سه برادر هستیم که با مادر زندگی می‌کنیم.

پدر را سال ۸۹ از دست دادیم، فرزند دوم خانواده هستم، محسن برادر بزرگتر است و ایمان هم چند سالی از من کوچک‌تر.

قبل از ورزش بیشتر به تحصیل مشغول بودم قبل از حضورم در ورزش دو میدانی چند وقتی تکواندو کار می‌کردم اما در سن ۱۲ سالگی به رشته دو میدانی روی آوردم ابتدا به مسابقات استانی رفتم هر چند نمی‌دانستم که چنین توانایی‌هایی دارم ولی با موفقیت در رقابتهای استانی امیدوار شدم.

اولین کسی که به عنوان مربی از او آموختم خسرو رحیمی‌زاده بود که حق بزرگی به گردن من دارد او بود که جنگیدن و سخت کوشیدن را به من یاد داد اما محسن برادر بزرگم بیشترین انگیزه را به من داد هر چند که مادرم از ابتدا مخالف بود که درس و مشق را کنار بگذارم اما بعد از موفقیت‌های زیاد او نیز به همراه محسن برادر بزرگم مشوقی برای ادامه کار بود.

 

اولین مدالی که در رده ملی کسب کردم مربوط به مقام سوم کشوری در استان فارس بود بعد از آن بود که موفقیت‌ها یکی پس از دیگری شروع شد و یک مدال طلای کشوری هم در مسابقات خوزستان به دست آوردم و کار به جایی رسید که شش مدال داخلی کسب کردم.

وضعیت به خوبی پیش می‌رفت که موفق شدم در نخستین حضورم در مسابقات بین‌المللی دبی موفق به کسب مدال طلای پرتاب وزنه و مدال نقره پرتاب دیسک شوم در مسابقات جهانی کره جنوبی هم که سه ماه بعد از دبی برگزار شد دو مدال طلای پرتاب دیسک و پرتاب وزنه کسب کردم و موفقیت‌ها ادامه داشت تا این که مرغوب‌ترین مدال را در پارالمپیک ریو کسب کردم.

از او می‌پرسیم کدام مدالت را بیشتر از همه دوست داری که بی‌درنگ مدال بی آب و رنگ قهرمانی مسابقات شهرستانی را نشان می‌دهد و می‌گوید همه موفقیت‌ها از این مدال شروع شد هرگز این مدال کوچک شهرستانی را فارموش نمی‌کنم و اگر مدال خوشرنگ پارالمپیک حاصل شده به دلیل موفقیت‌های شهرستانی بوده است.

 

مربی قهرمان جهان و پارالمپیک سالن تمرین را آب و جارو می‌کند!

برای پی بردن به راز موفقیت‌های سامان پاکباز قهرمان جهان و نایب قهرمان پارالمپیک  در یکی از شب‌های نیمه سرد پاییزی به شهر توریستی سی‌سخت در دامنه دنای همیشه سرافراز سفر کردیم و در کمال صفا و صمیمت میهمان خانواده باصفای پاکباز شدیم.

خانواده‌ای با صفا شامل یک مادر و سه فرزند پسر که معنای محبت و عشق به همدیگر را در همان یک ساعتی که در جمع آن‌ها بودیم احساس و مشاهده کردیم احترام به بزرگتر و رعایت سلسله مراتب در خانواده مهم‌ترین درسی بود که از خانواده پاکباز یاد گرفتیم.

ابتدا به سالن محل تمرین سامان در شهر سی‌سخت رفتیم و از نزدیک تمرینات طاقت فرسای او را به همراه یار و همدم و برادر و مربی‌اش محسن پاکباز از نزدیک در یک سالن محقر و بدون امکانات و نه در حد یک قهرمان جهانی و پاارلمپیکی به نظاره نشستیم به چشم خود دیدیم که محسن برادر بزرگتر و مربی بی‌ادعا برای آمادگی سامان مشغول تمیز کردن سالن محل تمرین بود.

رضایت مربی از شاگرد بانظم

محسن به نقش اصلی در این موفقیت‌ها اشاره می‌کند که موجب به دست آمدن این موفقیت‌ها شده و او کسی نیست جز مادر که به شوق و عشق او هم در وادی زندگی و هم در عرصه ورزش حضور موفق داریم.

محسن از تمرینات شبانه روزی و 24 ساعته می‌گوید که باید در هفته 7 تا 8 جلسه تمرینی نفسگیر داشته باشند و یک سبک و الگوی مشخص را در پیش بگیریم.

به محسن می‌گوییم در همه این سال‌ها همراهی سامان به عنوان مربی آیا شده که از دست او عصبانی شوی و در تمرین بی‌نظمی داشته باشد که حتی یک مورد هم به یادش نمی‌آید و می‌گوید اگر سامان بی‌نظم بود با این امکانات اندک و دست خالی قادر به رکوردشکنی در جهان و افتخارآفرینی در پارالمپیک مهم‌ترین صحنه جهانی ورزش نبود.

مادر از سخت‌ترین لحظات زندگی با سه فرزند خردسالش می‌گوید

بعد از تمرین همراه آقا محسن و سامان راهی منزل می‌شویم تا سری هم به ستون خانواده و محور موفقیت‌های قهرمان داستان یعنی مادر زده باشیم مادری مهربان و دلسوز که بعد از مرگ پدر علی‌رغم همه مشکلات مادی، فرزندان خود را به بهترین نحو ممکن تربیت کرد و همین تربیت منجر به پرورش یک قهرمان رکوردشکن جهانی و المپیک شد.

مادر از سخت‌ترین روزهای زندگی به همراه فرزندان خردسال خود می‌گوید هنگامی که پدر سکته مغزی می‌کند و چند سال در بستر بیماری می‌افتد و می‌گوید که محسن بردبارتر از سامان بود هر چند یکی کلاس چهارم ابتدایی و دیگری در کلاس سوم تحصیل می‌کردند و از نظر سنی تفاوت چندانی با هم نداشتند.

برای مادر سخت‌ترین لحظه هنگامی است که دوستان و همسالان سامان روزهای عید به همراه خانواده راهی مسافرت می‌شدند و اینجا بود که سامان دیگر طاقت نمی‌‌آورد.

اما در پس هر سختی گشایش و آسانی هست وقتی به قول مادر، محسن سنگ زیین آسیاب می‌شود و بجای پرداختن به بازیگوشی و بازی‌های کودکانه برای کمک به زندگی مادر و برادران خردسالش کارگری می‌کند از اینجاست که معنای حقیقی با هم بودن و در کنار هم بودن و همکاری محقق می‌شود.

اینجا همه مربی‌اند/مادر؛ مربی‌ روانشناس؛ محسن مربی امور فنی

مادر که به قول سامان و محسن مربی واقعی این تیم است شکر خدا می‌گوید که در حال حاضر جوان 24 ساله‌اش به لطف تربیت سالم و همکاری برادر بزرگتر در عرصه ورزش جهان و المپیک برای کشور و پرچم جمهوری اسلامی افتخارآفرینی می‌کند.

سامان به میان حرف‌های مادر می‌آید و با قدردانی از همه زحمات او و محسن می‌گوید؛ با همه مشکلاتی که داشتیم صمیمی‌ترین فضا را در خانه احساس می‌کردم همراه با محسن  و ایمان و مادرم یک تیم چهار نفره تشکیل داده بودیم مادر مربی اول تیم بود و محسن و ایمان هم کمک و همراه او، مادر قوت قلب می‌داد و مثل یک روانشناس برخورد می‌کرد با همه سختی‌هایی که در زندگی داشتیم اما همه یک دل و یک جان بودیم تا هم شهرمان و هم استان و مهم‌تر از همه کشورمان و مردم عزیزمان را سرافراز کنیم.

در مسابقات جهانی کره جنوبی وقتی می‌دیدم رقبایم با چند مربی و با همه امکانات هستند به مادرم و برادرانم فکر می‌کردم و همیشه آن‌ها را در کنار خود می‌دیدم و اینگونه احساس تنهایی نمی‌کردم.

 

بعد از این به سراغ مردم شهر سی‌سخت می‌رویم و از پیر و جوان و از هر قشری درباره سامان پاکباز می‌پرسیم که حرف مشترک همه آن ها مجاهدت و ایثارگری مادر خانواده است که موجب این همه موفقیت شده است.

مردم سی‌سخت اعتقاد داشتند مربی واقعی سامان پاکباز مادر اوست هر چند که محسن مسولیت فنی را بر عهده دارد اما این مادر است که محیط و شرایط را به خوبی برای افتخارآفرینی فرزند آماده کرده است.

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
شهرداری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۳
آرزوی توفیق روز افزون برای این خانواده نخبه و نخبه پرور داریم.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار