رسول سنایی شاعرطنز پرداز شهرستان بهمئی موفق شد در جشنواره ملی شعر طنز کرونا رتبه اول را به خود اختصاص دهد.
کد خبر: ۸۷۱۸۶۵
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۹ 06 July 2020

به گزارش تابناک کهگیلویه و بویراحمد ، به نقل از روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهانشاد طاعتی پور گفت : رسول سنایی شاعر طنز پرداز شهرستان بهمئی موفق شد در جشنواره ملی شعر طنز کرونا رتبه اول را به خود اختصاص دهد.
طاعتی پور رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بهمئی گفت : شعر طنز رسول سنایی در بین 160 اثر شاعران کشور در جشنواره ملی شعر طنز کرونا مقام اول را کسب کرد.
طاعتی پور گفت : جشنواره ملی شعر طنز کرونا به میزبانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان همزمان با میلاد با سعادت امام رضا(ع) برگزار شد که در آن 160 اثر از سراسر کشور در حوزه شعر طنز با موضوع کرونا شرکت داشتند.
 این مسئول فرهنگی گفت : سنایی از فرزندان فرهیخته بهمئی و رئیس انجمن شعر و ادب این شهرستان است که تاکنون موفق به کسب افتخارات منطقه ای و ملی زیادی در حوزه شعر طنز شده است.
 
اثر طنز انتخاب شده سنایی شعر زیر است:

"کرونا نامه"
شنیدم کرونا از ایران زمین
فرستاد پیکی به دربار چین
***
رسید و زبان پیش خاقان گشود
به چینی خدا را ستایش نمود
***
،،اوهاهی اوهاهو هیامی  هیو
هوه هو مهاهی هیاوی تیو،،
***
قضا خواست ما را به ایران برد
و البته همراه ،، ماهان،، برد
***
همان روز در قم فرود آمدیم
و مابین  مردم فرود آمدیم
***
چنان گرم ما را پذیرا شدند
گمانم که دلبسته ی ما شدند
***
نزد دست رد هیچ برسینه مان
نکردند حتی قرنطینه مان
***
ز تهران و تبربز تا شهر ری
نکردند الکل به ما اسپری
***
ندیدم مریضی خطابم کنند
به ضلعِ چپ خود حسابم کنند
***
وزیران به ما مبتلا گشته اند
ولی در شگفتم چرا گشته اند
***
هدف ابتلای وزیران نبود
جسارت به قشر مدیران نبود
***
ولی سالها مانده تا همچنان
درارم سر از کار ایرانیان
***
به جان خودم گونه ای نادرند
که در چرخه مرگ هم تاجرند
***
در این هیرو ویری که ما آمدیم
و در مرکز شهر اردو زدیم
***
به کل الکل و ماسک نایاب شد
به هر گوشه ای شایعه باب شد
***
به یک باره شد نرخ صابون گران
دلم سوخت از بهر صابونیان
***
چنان بلبشویی شد اندر کرج
که از بیخ و بن زندگی شد فلج
***
یکی گفت درمان پیاز است و سیر
که تایید کرده ست شخص وزیر
***
یکی فکر تجویز ،بهنوش، بود
که داروی درمانِ ما توش بود
***
یکی از خواص فلان چیز گفت
ز بابونه با چای و گشنیز گفت
***
و تا شیخ این ماجرا را شنفت
کلیپی فرستاد در پیج و گفت
***
هر آنکس نشد سیر از جان خود
کند روغن و‌ پنبه در کان خود
***
مرا تاب آزار این خلق نیست
بفرما در این برهه دستور چست؟
***
فرستاده را داد پاسخ پکن
کماکان در آن خطه اردو بزن
***
برو خلق بدبخت را نفله کن
همان قشر جان سخت را نفله کن
***
مبادا روی سمت مسئولها
روی یک قدم سوی خرپولها
***
که ایران به بازار ما آشناست
خریدار بنجلترین جنس ماست
***
چو ایران نباشد پکن هم مباد
و در دخل ما یک تومَن هم مباد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار