
به گزارش خبرنگار تابناک از استان کهگیلویه و بویراحمد، سالهاست که نظام سلامت در ایران و بسیاری از کشورهای جهان، با «درمان» تعریف میشود؛ گویی سلامت، تنها زمانی معنا پیدا میکند که بیماری رخ داده باشد و بیمار روی تخت بیمارستان قرار گرفته باشد. در چنین نگاهی، بیمارستان به مهمترین نماد توسعه سلامت تبدیل میشود؛ هرچه تخت بیشتر، ساختمان بزرگتر و تجهیزات پیشرفتهتر، تصور میکنیم به سلامت نزدیکتر شدهایم. اما واقعیت این است که جامعه سالم، الزاماً جامعهای با بیمارستانهای بیشتر نیست.
امروز، نظام سلامت بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک چرخش راهبردی از «بیمارستانمحوری» به «سلامتمحوری» است؛ تغییری که نه صرفاً یک جابهجایی اداری، بلکه دگرگونی در فلسفه حکمرانی سلامت به شمار میرود.
درمانِ بیماری یا تولیدِ سلامت؟
بیمارستانمحوری، ذاتاً رویکردی واکنشی است. یعنی نظام سلامت منتظر میماند تا بیماری ایجاد شود و سپس با صرف هزینههای سنگین وارد عمل میشود. این مدل، اگرچه در مدیریت بحرانهای درمانی و نجات جان بیماران ضروری است، اما در بلندمدت به چرخهای پرهزینه و فرسایشی تبدیل میشود؛ چرخهای که مدام بیماری تولید میکند و سپس برای درمان آن منابع بیشتری میطلبد.
در مقابل، سلامتمحوری بر این اصل استوار است که سلامت باید پیش از بیماری ساخته شود؛ در خانواده، مدرسه، محیط کار، سبک زندگی، تغذیه، هوای پاک، نشاط اجتماعی و آموزش عمومی.
واقعیت این است که بسیاری از بیماریهای مزمن امروز، پیش از آنکه به اتاق عمل برسند، در سفرههای غذایی ناسالم، کمتحرکی، آلودگی هوا، استرسهای اجتماعی و ضعف آموزشهای بهداشتی شکل میگیرند. بیمارستان در بهترین حالت، پیامدها را مدیریت میکند؛ اما منشأ بیماری جای دیگری است.
هزینههای سنگین درمانسالاری
اصرار بر توسعه درمانمحور، علاوه بر تحمیل بار مالی گسترده به دولت و مردم، شکاف عدالت سلامت را نیز افزایش میدهد. دسترسی به خدمات تخصصی و بیمارستانی در همه مناطق یکسان نیست و همین مسئله، فاصله میان برخورداران و محرومان را بیشتر میکند.
از سوی دیگر، هنگامی که عمده بودجه و توجه مدیریتی صرف درمانهای تخصصی و تجهیزات گرانقیمت شود، بخشهایی مانند پیشگیری، واکسیناسیون، آموزش سلامت، غربالگری و مراقبتهای اولیه به حاشیه رانده میشوند؛ در حالی که تجربه جهانی نشان داده سرمایهگذاری در پیشگیری، چندین برابر درمان بازده اقتصادی و اجتماعی دارد.
پرسش اساسی اینجاست: آیا موفقیت نظام سلامت را باید با تعداد بیمارستانها سنجید یا با میزان کاهش ابتلا به بیماریها؟
سلامتمحوری؛ ضرورتی فراتر از یک انتخاب
حرکت به سمت سلامتمحوری، دیگر یک انتخاب تجملی یا شعاری نیست؛ بلکه ضرورتی برای بقای نظام سلامت در دهههای آینده است. افزایش بیماریهای مزمن، سالمندی جمعیت، رشد هزینههای درمان و محدودیت منابع، ادامه مدل فعلی را دشوارتر از همیشه کرده است.
این گذار، بدون تقویت شبکه بهداشت، اجرای واقعی نظام ارجاع، توسعه پزشک خانواده، ارتقای سواد سلامت جامعه و توجه جدی به عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ممکن نخواهد بود.
البته موانع این تغییر نیز کم نیست؛ از ساختار بودجهای درمانمحور گرفته تا اقتصاد سیاسی حوزه درمان، تمرکز اعتبار حرفهای در بیمارستانها و فرهنگ عمومی مراجعه دیرهنگام به پزشک. اما تداوم وضع موجود، هزینهای بهمراتب سنگینتر بر جامعه تحمیل خواهد کرد.
آینده سلامت از بیمارستان آغاز نمیشود
بیمارستان، آخرین حلقه مراقبت تخصصی است؛ نه نقطه آغاز سلامت. جامعه سالم، پیش از آنکه در اتاقهای جراحی ساخته شود، در مدرسه، محله، خانواده و سیاستگذاریهای درست شکل میگیرد.
امروز زمان آن رسیده که سیاستگذاران، مدیران و افکار عمومی، سلامت را فراتر از دیوارهای بیمارستان ببینند. توسعه واقعی در حوزه سلامت، نه در افزایش تختهای بستری، بلکه در کاهش نیاز مردم به بستری شدن معنا پیدا میکند.
شاید مهمترین پرسش آینده نظام سلامت این باشد: «چند بیمار را درمان کردیم؟» یا «چقدر مانع بیمار شدن مردم شدیم؟»
یادداشت: مهدی مرادی (سرپرست تابناک در استان کهگیلویه و بویراحمد)
انتهای پیام/