
به گزارش خبرنگار تابناک در کهگیلویه و بویراحمد، در سیاست، گاهی بزرگترین ضربهها نه از سوی رقیب، بلکه از درون یک جریان و توسط کسانی وارد میشود که برای حفظ جایگاه شخصی، ناخواسته یا آگاهانه سرمایه اجتماعی همان جریان را هزینه میکنند. تجربه ماههای اخیر در فضای مدیریتی کهگیلویه و بویراحمد نشان داد برخی مدیران منصوب دولت گذشته، در تلاش برای استمرار حضور خود، به نقطهای رسیدند که مرزبندی میان دفاع از عملکرد گذشته و همراهی با شرایط جدید را از دست دادند.
مدیرانی که روزی محصول یک گفتمان سیاسی و مدیریتی بودند، برای ماندن در ساختار جدید، گاه چنان بر ضرورت تغییر مسیر و برجستهسازی اقدامات دولت فعلی تأکید کردند که عملکرد دولت پیشین ــ دولتی که خود در آن مسئولیت داشتند ــ در حاشیه قرار گرفت. این رویکرد نه تنها نتوانست تضمینی برای بقای مدیریتی آنان ایجاد کند، بلکه در نهایت هزینهای دوگانه ایجاد کرد؛ هم اعتماد جریان سیاسی حامی خود را کاهش داد و هم از نگاه مدیران جدید، آنان را به نیروهایی بدون پشتوانه سیاسی و مدیریتی تبدیل کرد.
در میان این افراد، نام «سیدرضا حسینینیک»، مدیرکل سابق نوسازی مدارس کهگیلویه و بویراحمد، بیش از دیگران در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شد؛ مدیری که علی رغم عملکرد قابل دفاع در این سمت، تلاش داشت با ارائه تصویری مثبت تز دوره مدیریت خود و همچنین تأکید بر همراهی با رویکردهای جدید، مسیر ماندگاری در مدیریت استان را هموار کند.
حسینینیک و تلاش برای عبور از گذشتهای که خود نماینده آن بود
حسینینیک در اظهارات خود پس از پایان مسئولیت، بخشی از دلایل تغییر مدیریتی را به نگاه سختگیرانه استاندار نسبت به عملکرد مدیران مرتبط دانست. او با اشاره به تأکیدات استاندار مبنی بر اینکه «نداریم» و «نمیشود» نباید در ادبیات مدیریتی وجود داشته باشد، تلاش کرد این رویکرد را به عنوان مطالبهای برای مدیران آینده مطرح کند.
این سخنان اگرچه از زاویه مدیریتی قابل بررسی است، اما در تحلیل سیاسی یک پرسش مهم را ایجاد میکند؛ چرا مدیری که خود بخش مهمی از دوره گذشته مدیریت استان را نمایندگی میکرد، در ماههای پایانی حضورش بیشتر از آنکه از دستاوردهای گذشته دفاع کند، بر ضرورت عبور از آن و آغاز دورهای جدید تأکید داشت؟
برخی ناظران سیاسی معتقدند تلاشهای حسینینیک برای برجسته کردن اقدامات دولت فعلی، اگرچه شاید با هدف اثبات همراهی با شرایط جدید صورت گرفت، اما در عمل باعث شد فاصلهای میان او و جریانی که پیشتر او را به این جایگاه رسانده بود ایجاد شود.
از سوی دیگر، تذکرات متعدد استاندار در جلسات مختلف درباره ضرورت تحول، سرعت عمل و پرهیز از توجیه مشکلات، این پیام را به فضای مدیریتی منتقل کرد که مدیرانی که نتوانند خود را با رویکرد جدید هماهنگ کنند، جایگاهی در ساختار اجرایی آینده نخواهند داشت.
در چنین شرایطی، مسئله تنها تغییر یک مدیر نیست؛ بلکه یک پیام سیاسی دارد: مدیرانی که تصور میکنند با تغییر ادبیات و نزدیک شدن به گفتمان جدید میتوانند گذشته مدیریتی خود را پاک کنند، ممکن است در نهایت نه مورد اعتماد جریان جدید قرار گیرند و نه حمایت جریان قبلی را داشته باشند.

آیا حسینینیک قربانی یک بازی بزرگتر شد؟
اما در فضای سیاسی استان، تغییر مدیرکل نوسازی مدارس را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی اداری دانست. برخی تحلیلها معتقدند این تغییر میتواند بخشی از یک پازل سیاسی گستردهتر باشد؛ پازلی که در آن «غلامرضا تاجگردون»، نماینده گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی، همچنان در حال مدیریت صحنه سیاسی استان است.
در سپهر سیاسی کهگیلویه و بویراحمد، برخی دستگاههای اجرایی همواره اهمیت ویژهای داشتهاند. آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشکی به دلیل ارتباط مستقیم با بخش بزرگی از جامعه، گستردگی نیروی انسانی و اثرگذاری اجتماعی، همواره از مهمترین عرصههای رقابت و وزنکشی سیاسی بودهاند.
داشتن نفوذ در این دو مجموعه، برای بسیاری از جریانهای سیاسی به معنای برخورداری از یک ابزار مهم برای تعاملات اجتماعی و انتخاباتی است.
در حوزه علوم پزشکی، تاجگردون طی سالهای اخیر از نفوذ قابل توجهی برخوردار بوده و البته در برخی موارد اشتراک منافع و تعاملاتی با دیگر بازیگران سیاسی استان نیز داشته است؛ اما در آموزش و پرورش، معادله همچنان پیچیدهتر است.
آموزش و پرورش؛ زمین اصلی رقابت سیاسی
عملکرد «ایوب رضایی»، مدیرکل آموزش و پرورش استان، طی ماههای اخیر با انتقادهای متعددی از سوی برخی جریانهای سیاسی مواجه شده است. منتقدان با استفاده از ظرفیتهای رسانهای همسو، بارها عملکرد این مجموعه را زیر سؤال بردهاند؛ در مقابل، حامیان رضایی معتقدند وی از مدیران مقتدر این دستگاه بوده و توانسته ساختار آموزش و پرورش را مدیریت کند.
در این میان، برخی تحلیلهای سیاسی بر این باورند که فشارهای واردشده بر مدیریت آموزش و پرورش، تنها یک موضوع مدیریتی نیست و میتواند بخشی از رقابت برای تغییر موازنه سیاسی در یکی از مهمترین دستگاههای استان باشد.
گفته میشود تلاشهایی برای تغییر مدیریت این مجموعه صورت گرفته، اما وزارت آموزش و پرورش تاکنون تصمیمی برای تغییر مدیرکل نگرفته و بر ادامه فعالیت وی تأکید داشته است.
سناریوی توازن منطقهای؛ برگ دیگری در بازی سیاسی
یکی از مؤلفههای مهم سیاست استان، مفهوم «توازن منطقهای» است؛ اصلی نانوشته که طی سالهای گذشته در چینش مدیران و تقسیم قدرت میان مناطق مختلف مورد توجه بوده است.
بر اساس برخی تحلیلها، تغییر مدیرکل نوسازی مدارس از حوزه انتخابیه گچساران و باشت و انتصاب مدیری از حوزه بویراحمد، دنا و مارگون، میتواند زمینه طرح دوباره مطالبه توازن منطقهای از سوی غلامرضا تاجگردون را فراهم کند.
در این چارچوب، برخی معتقدند تغییرات مدیریتی در نوسازی مدارس میتواند به عنوان استدلالی برای پیگیری تغییرات دیگر، از جمله در آموزش و پرورش، مورد استفاده قرار گیرد؛ موضوعی که اگر تحقق یابد، نشان میدهد تغییر یک مدیر میتواند در یک صفحه بزرگتر سیاسی معنا پیدا کند.
وقتی عطش ماندن، هزینه سیاسی ایجاد میکند
فارغ از اینکه تحلیلهای سیاسی درباره پشت پرده این تغییرات تا چه اندازه دقیق باشد، یک واقعیت مدیریتی قابل انکار نیست؛ مدیرانی که به جای حفظ اصول حرفهای و وفاداری به مسیر سیاسی و مدیریتی خود، صرفاً برای حفظ صندلی به هر سمت حرکت کنند، در نهایت ممکن است هم سرمایه شخصی خود را از دست بدهند و هم جریان سیاسی منتسب به خود را با هزینه مواجه کنند.
سیاست عرصه حافظه تاریخی است. جریانها رفتار افراد را فراموش نمیکنند و مدیران نیز باید بدانند تغییر دولتها به معنای تغییر اصول و هویت مدیریتی نیست.
مدیری که روزی با حمایت یک جریان سیاسی به جایگاه مدیریتی رسیده، نمیتواند هنگام تغییر شرایط، تمام گذشته خود را نفی کند و انتظار داشته باشد همه بازیگران سیاسی این تغییر مسیر را بدون هزینه بپذیرند.
ماجرای حسینینیک میتواند برای بسیاری از مدیران یک هشدار باشد؛ اینکه ماندن به هر قیمت، همیشه به معنای پیروزی نیست. گاهی تلاش بیش از اندازه برای حفظ یک جایگاه، فرد را از هر دو طرف بازی خارج میکند؛ نه دیگر به عنوان نیروی قابل اعتماد جریان گذشته شناخته میشود و نه در جریان جدید جایگاهی پایدار پیدا میکند.
در نهایت، مدیران باید بدانند عمر مدیریت کوتاه است، اما اعتبار سیاسی و حرفهای ماندگارتر. تمکین به قواعد بازی سیاسی، پایبندی به جریان فکری خود و پرهیز از شاخه به شاخه پریدن برای حفظ موقعیت، شاید مهمترین درس این روزهای فضای مدیریتی استان باشد؛ چرا که تجربه نشان داده است صندلیهایی که با تردید و تغییر مواضع حفظ شوند، معمولاً نخستین قربانی تغییرات بعدی خواهند بود.
انتهای پیام/