
به گزارش خبرنگار تابناک در استان کهگیلویه و بویراحمد، «بلاد شاپور»، در دهدشت، یکی از ارزشمندترین بافتهای تاریخی کشور است که در سال ۱۳۶۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و کاروانسرای آن نیز در فهرست میراث جهانی جای گرفت. این شهر تاریخی با بیش از دو هزار خانه، بازار، کاروانسرا، مسجد، حمام، شبکه مهندسی آبرسانی و دهها بنای شاخص، نمونهای کمنظیر از یک شهر کامل تاریخی در ایران به شمار میرود؛ ظرفیتی که در صورت احیای اصولی، میتواند علاوه بر حفظ هویت تاریخی، به یکی از مهمترین محورهای توسعه گردشگری و اقتصادی جنوب کشور تبدیل شود.
با این وجود، آنچه امروز در بلاد شاپور دیده میشود، فاصلهای آشکار با ظرفیتهای این مجموعه دارد؛ فاصلهای که حاصل سالها کمبود منابع، نبود برنامه جامع، پراکندگی مدیریت، مشکلات تملک و اجرای مرمتهای مقطعی است.

بزرگترین شهر باستانی ایران نیازمند نسخهای متفاوت
«سید ضیاء هاشمی»، معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهوری، در نشست تخصصی بررسی آینده بافت تاریخی دهدشت، با استناد به نظر کارشناسان، بلاد شاپور را بزرگترین شهر باستانی ایران دانست که برخلاف بسیاری از آثار تاریخی، تمامی عناصر یک شهر کامل را در خود جای داده است.
وی تأکید کرد احیای این مجموعه تنها با یک طرح جامع پنج تا ۱۰ ساله، ایجاد ردیف بودجه ملی پایدار و اقداماتی فراتر از مرمتهای موردی امکانپذیر خواهد بود.
هاشمی همچنین با اشاره به آسیبهای زیرساختی بافت تاریخی گفت پیش از هرگونه مرمت، تعیین حریم، ساماندهی عرصه و احیای شبکه زهکشی باید در اولویت قرار گیرد؛ زیرا نفوذ آبهای سطحی و فرسودگی زیرساختها، بسیاری از بناها را از درون با خطر تخریب روبهرو کرده است.
معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهوری در عین حال تصریح کرد که اگرچه در سالهای گذشته اعتبارات مختلفی برای این مجموعه اختصاص یافته، اما برای اثربخشی بیشتر لازم است منابع با نظارت تخصصی و در مسیر صحیح هزینه شوند و عملیات مرمت نیز تنها به شرکتهای دارای صلاحیت سپرده شود.

اعتبارات پراکنده؛ چالشی که استاندار نیز بر آن صحه گذاشت
«یدالله رحمانی«، استاندار کهگیلویه و بویراحمد، نیز در جمعبندی نشست تخصصی بلاد شاپور، احیای این مجموعه را نیازمند نگاهی فرابخشی و برنامهریزی برای کل عرصه ۳۵ هکتاری بافت تاریخی دانست.
وی با اشاره به وجود بیش از دو هزار و ۷۰۰ پروژه عمرانی در استان، تصریح کرد که توزیع پراکنده اعتبارات نمیتواند پاسخگوی پروژهای با ابعاد بلاد شاپور باشد و این مجموعه باید به عنوان یک پروژه ملی پیشران تعریف شود.
رحمانی همچنین تأکید کرد اعتبارات سال گذشته، حتی با احتساب منابع مسئولیتهای اجتماعی که مجموع آن به حدود ۲۵ میلیارد تومان رسید، متناسب با نیازهای این پروژه نیست.
استاندار از پیگیری ایجاد ردیف بودجه ملی از طریق ماده ۲۳، تشکیل یک بسته مالی متشکل از اعتبارات ملی، استانی و بازآفرینی شهری، ایجاد واحد تخصصی بافت تاریخی در شهرداری دهدشت و تشکیل کارگروه دائمی با ریاست استاندار برای پیگیری اجرای مصوبات خبر داد.

صندوق احیا؛ نگاه صرف به بودجه دولتی پاسخگو نیست
«برزین ضرغامی«، مدیرعامل صندوق توسعه صنایعدستی و احیای اماکن تاریخی کشور نیز با انتقاد از اتکای صرف به منابع دولتی، تأکید کرد که محدودیت اعتبارات طی سالهای گذشته مانع ایجاد تحول در بلاد شاپور شده است.
وی با اشاره به بلاتکلیفی پروژه کاروانسرای دهدشت، تدوین طرح جامع، تعریف پروژههای پیشران، ایجاد مشوقهای اقتصادی و فراهم شدن زمینه حضور سرمایهگذاران دارای اهلیت را لازمه خروج این مجموعه از وضعیت کنونی دانست.

مرمتهای مقطعی؛ چرخهای که پایان ندارد
واقعیت این است که مشکل بلاد شاپور تنها کمبود اعتبار نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تخصیص منابع محدود برای پروژههای پراکنده، نتوانسته تغییری محسوس در وضعیت این مجموعه ایجاد کند.
بخشهایی که در سالهای گذشته مرمت شدهاند، به دلیل نیمهتمام ماندن طرحهای احیا، نبود نگهداری مستمر و برطرف نشدن مشکلات زیرساختی، امروز خود دوباره به مرمت نیاز دارند.
این یعنی اعتبارات محدود، به جای آنکه به احیای پایدار این شهر تاریخی منجر شوند، بارها صرف جبران آسیبهایی شدهاند که میتوانست با یک برنامه جامع و مدیریت یکپارچه از بروز دوباره آنها جلوگیری شود.

این بار، وعدهها باید قابل سنجش باشند
بلاد شاپور در سالهای گذشته کمبود بازدید مسئولان را تجربه نکرده است. از مدیران ملی و استانی گرفته تا مسئولان وزارت میراث فرهنگی، نمایندگان مجلس و مدیران دولتهای مختلف، بارها از این مجموعه تاریخی بازدید کردهاند و تقریباً همه نیز از ضرورت احیا، مرمت و تبدیل آن به قطب گردشگری سخن گفتهاند؛ اما با وجود این وعدههای امیدوارکننده، واقعیت میدانی نشان میدهد که هنوز تحول متناسب با جایگاه این میراث کمنظیر رخ نداده است.
نشست اخیر دانشگاه تهران را میتوان یکی از جامعترین نشستهای سالهای اخیر درباره بلاد شاپور دانست؛ نشستی که در آن، از معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهوری تا استاندار، مدیران وزارت میراث فرهنگی، صندوق احیا، نمایندگان مجلس و مدیران استانی، همگی بر لزوم تغییر رویکرد تأکید کردند. همین همصدایی، امیدها را برای آغاز فصلی تازه افزایش داده است.
اما اگر قرار است این نشست، نقطه پایان چرخه وعدههای تکراری باشد، خروجی آن باید با گذشته تفاوتی اساسی داشته باشد؛ برنامهای با زمانبندی مشخص، منابع مالی مشخص، ردیف اعتباری پایدار، متولی واحد، نظام نظارتی دقیق و گزارشدهی مستمر به افکار عمومی.
از سوی دیگر، هنگامی که معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهوری بر ضرورت نظارت تخصصی بر نحوه هزینهکرد اعتبارات تأکید میکند و در سطح استان نیز گاه این گلایه مطرح میشود که بخشی از منابع به شکل مطلوب و هدفمند هزینه نشدهاند، اهمیت شفافیت مالی و نظارت مؤثر دوچندان میشود. اگر قرار باشد اعتبارات همچنان به صورت پراکنده تخصیص یابد یا بدون ارزیابی دقیق هزینه شود، حتی افزایش بودجه نیز الزاماً به احیای واقعی بلاد شاپور منجر نخواهد شد.
بلاد شاپور امروز بیش از هر چیز به تغییر شیوه مدیریت نیاز دارد؛ تغییری که بتوان آن را با شاخصهای روشن، زمانبندی مشخص و نتایج قابل اندازهگیری ارزیابی کرد. در غیر این صورت، بیم آن میرود که این نشست نیز در کنار دهها بازدید و وعده گذشته ثبت شود؛ در حالی که بزرگترین شهر باستانی ایران همچنان چشمانتظار اقدامی باشد که سالهاست وعده آن داده میشود.
انتهای پیام/